زندگی به سبک ما

دیشب برای اولین بار چای آویشن درست کردم و همسرم هم خیلی خوشش اومد و با عسل شیرین کردم و خوردیم  بعد هم وقتی همسرم حسابی استراحت کرد حدوداً  ساعت 11 رفتیم یه آب انار خوردیم و برگشتیم.

امروز صبح بعد از خوردن یه صبحانه مفصل ( مدت  زیادی بود که با هم صبحانه نخورده بودیم) من لباسشویی زدم ( لباسهای رنگ روشن ) و همسرم هم رفت برای بالانس کردن لاستیکهای ماشینمون و قراره احتمالاً یه سر نمایشگاه کتاب هم بریم البته قبلش باید سرچ کنیم Computer ببینیم اون چیزایی که من میخوام  اونجا هستش یا نه( یه چند تا کتاب تست میخوام).

امروز رضا، همسرم رو میگم دیگه از این به بعد اسمش رو مینویسم گفتن کلمه همسرم برام سنگینهنیشخند کلی خوشحاله که این هفته رو تهرانه.

هوا هم که حسابی گرم شده و کلافه شدن های منم دیگه شروع میشه خدا کنه زودتر کولر رو راه بندازیم.  امروز کار زیادی تو خونه ندارم باید حرکات ورزشیم رو کامل انجام بدم و زبانهام رو هم تو فرصت هایی که رضا به کارش میرسه مرور کنم.

مثل اینکه رضا هم به نظریه سالم خوردن داره معتقد میشه و می خواد منو همراهی کنه متفکر 

نوشته شده در ۱۳۸٩/٢/٢۳ساعت ۱٢:٢٥ ‎ب.ظ توسط myself نظرات ()


Design By : Pichak