روزهای زیبای زندگی ما
 
قالب وبلاگ
نويسندگان

دیشب بعد از برگشت از محل کارم به رضا گفتم منو ببره جایی که یه شلوار بخرم و رفتن ما به ونک همانا و تو ترافیک موندن هم همانا و چقدر غذاب وجدان کشیدم از این پیشنهادم چون ساعت 9 و نیم رسیدیم خونه و رضا هم صبح زود باید پا میشد تا کاراشو انجام بده و بره فرودگاه. حالا بماند که فروشنده سایز شلوار رو اشتباهی داده و من حالا امروز دوباره باید برم برای تعویضشقهر  به هر حال مرسی عزیزم که همراهیم کردیقلب و امروز هم رضا تهران نیست یعنی امروز و فردا  من تنهام الان هم سرکارم و منتظرم که بهم اس ام اس بده که رسیدهقلب. چقدر همه جا شلوغههههههههههه وای خدایا شکر که من کار خاصی و خرید مهمی ندارم جز یه چند تا کادو که اونا رو هم ترجیحا تو همین چند روز می خرم.

امروز هم این جور که بوش میاد باید از کلاس فرانسم بزنم تا برم برای تعویض شلوارم یعنی وقتی صبح دیدم که خانم فروشنده به جای سایز 36 سایز 34 رو داده قیافم دیدنی بودناراحت امیدوارم عصر اذیت نشم و تو ترافیک نمونملبخند

[ ۱۳٩٠/۱۱/٢٧ ] [ ۸:٤٢ ‎ق.ظ ] [ سارا ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

شهریور 85 آغاز یکی شدن ما در زیر یک سقف بود. دوستش دارم و زندگی بدون او برایم مفهومی ندارد.
موضوعات وب
 
صفحات دیگر
امکانات وب