زندگی به سبک ما

دیروز روز خوبی بود خدارو شکر مدتها بود که تصمیم به ایجاد وبلاگ گرفته بودم و بالاخره دیروز عصر اون رو عملی کردملبخند تا عصر همه چیز به خوبی پیش رفت و من از خودم راضی بودم ولی یهو مثل یه حیوونیتعجب شروع به خوردن کردم. من اضافه وزن اصلا ندارم ولی با اونچه که ایده آل من هستش یه کم فاصله دارم پس با این پرخوری روز خودم رو خراب کردم. از قبل تصمیم گرفته بودیم که عید دیدنی بریم جایی، آخه ما عید تهران نبودیم و همه عید دیدنی هامون موندهخجالت بالاخره همسرم زود اومد خونه البته با یه سورپرایز واسه من ماچقلب و اونهم خرید گلدونی بود که خیلی ازش خوشم اومد قراره امسال کارهایی رو که خیلی دوست دارم انجام بدم یکیش هم داشتن گل و گیاهه و توی این گلدون هم قراره سبزیجات بکارم بالاخره کلی خوشحال شدم. مرسی همسر گلم که حواست به من هستشماچماچ بعد از اینکه همسرم کمی استراحت کرد عید دیدنی مون رو رفتیم و برگشتیم خونه و از سر خیابونمون هم دو تا فیلم خریدیم یکیش دو خواهر بودش که من دیدم و چندان تعریفی هم نداره. همسر من علاقه زیادی به تماشای فیلم، نه این فیلم های ایرانی کلا هر فیلمی نداره و من مجبورم تنهایی نگاه کنم ناراحتو یکی دیگش هم امشب شب مهتابه هستش که اون رو هنوز ندیدم و بالاخره بعد از اتمام فیلم هم خوابیدم . تا این ساعت بیدار موندن برای من خیلی بدهمتفکر و کلا برنامه روز بعدم رو خراب میکنهناراحت

پینوشت ١:  دوستانی رو که قبلا وبلاگ هاشون رو می خوندم با اجازشون در لینکهای وبلاگم قرار میدم امیدوارم از نظر اونها اشکالی نداشته باشهلبخند

پینوشت٢: فردا برایم شروعی دوباره است برای استارت درسم و همینطور توجه و رسیدگی بیشتر به وضعیت خودم باید تمام تلاشم رو برای پیوسته طی کردن مسیر مورد نظر بکار بگیرم خدایا خودت کمکم کن praying

و اما برنامه ریزی هفتگی من:

گرفتن عکس دندون

روزی ۵ ساعت مطالعه

روزی ٢ ساعت زبان

تمیز کردن خونه

رعایت برنامه شخصی و پایبندی به اون

کاشتن سبزی

تمیز کردن کامپیوتر

شستن اردکم

درست کردن پای سیب و ٢ غذای جدید

تمیز کردن صندلی های آشپزخونه

من همیشه تو خونه حلقم رو در میارم ولی همسرم نه همیشه دستشه حالا منم جدیداً وقتی تو خونه هم دستم نباشه یه حس بدی دارم درست مثل الان که رفتم و اونو انداختم تو انگشتم

نوشته شده در ۱۳۸٩/٢/۸ساعت ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ توسط myself نظرات ()


Design By : Pichak