زندگی به سبک ما

امروز صبح از وقتی برای نماز صبح پا شدم دیگه نخوابیدم در حالی که کاملاً سرحال بودم من عاااشق این جور بیدار شدنام غیر از اینکه آدم کلی تو کارش جلو میفته از انرژی های صبحگاهی هم میتونه بهره مند بشه و من امروز اینطوریم فول اف انرژی .

امروز ساعت ١١  باید دندون پزشکی برم رضا گفتش میاد دنبالم منو میرسونه  منم گفتم ناهار امروزمون رو همون صبح میپزم که تازه تر باشه الان هم آماده کردم ( خوراک سبزیجات)

دیروز گندم گذاشتم که جوانه بزنه و امروز باید ماش هم بذارم دیگه اینکه عصر هم کلاس دارم لبخند. یه چیز دیگه اینکه دیروز عصر بعد کلاس رضا اومد دنبالم وقتی خواست حرکت کنه یه برخورد کوچیک با پراید جلوییمون داشت البته این برخورد خیییلی ناچیز و کوچیک بود ولی وقتی کامل پیچیدیم  دیدیم رنگ سپر پرایده یه کم کنده شده رضا گفت فکر میکنی به خاطر برخورد ماست منم گفتم نههه بابا به این زودی که رنگ نمی ریزه تعجب القصه اینکه وقتی رسیدیم خونه من زودتر رفتم بالا و همسرم بعد اومد و گفتش چرا اون کار ما بوده ناراحت چون الان دیدم به سپر ماشین رنگ چسبیده و خیلی ناراحت بود  که همینطور بدون خبر دادن گذاشتیم اومدیم و اینکه دچار وجدان درد شده بودیم و امروز قراره با کاراگاه بازی عینک ماشین مورد نظر  شناسایی بشه  و از همسایه های اطراف پرس و جو کنیم و  صاحبش رو پیدا کنیم و  در نهایت با عذر خواهی و متقبل شدن خسارت حلالیت بطلبیم .

صبح بعد از آب دادن به سبزیها یه کم این تربچه ها رو کندم تا جعفری ها هم که هنوز ضعیفترن جا برای جون گرفتن و رشد داشته باشن  باید کار هامو انجام بدم چون رضا ١٠ میاد دنبالم  لبخند. خدایا به خاطر همه چیز متشکرم ماچ

ساعت ١٢ و ۴۵ دقیقه:

کارم تو دندون پزشکی تموم شد و برگشتم خونه . صبونه نخورده بودم واسه همین حتی قبل از شروع کار روی دندونم احساس بدی داشتم و حالم اصلاً خوب نبود . رضا گفته بود میاد دنبالم ولی من گفتم به کارات برس خودم برمی گردم موقع پرداخت هزینه جلوی صندوق گفتم الان دیگه میفتم و سریع به رضا زنگ زدم بیاد دنبالم خداروشکر که این دندونپزشکی به محل کارش نزدیکه ولی نمی دونم چرا تا قطع کردم دیدم خوبم و مشکلی نیست نیشخند فکر کنم افکار منفی و ترس از اینکه اگه تنهام و حالم بد شه باید چیکار کنم باعث تشدید اوضاع شده بود لبخند.

رضا کلی نگران شده بودنگران ولی وقتی از دور منو با نیش باز تا بناگوش دید خیالش راحت شد که چیزی نشده البته من هم نگفتم که مشکلم به خاطر صبونه نخوردنه وگر نه که دیگه بساط می داشتیمچشمک با نصایح ایشون.

الان گرسنمه و تا دو ساعت هم نباید چیزی بخورم البته جویدنی باید یه معجونی چیزی واسه خودم درست کنم لبخند

 

 

 

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/٢/٢٩ساعت ٧:٢۱ ‎ق.ظ توسط myself نظرات ()


Design By : Pichak