زندگی به سبک ما

امروز از صبح خیلی سرم شلوغ بود چه بیرون از خونه و چه توی خونه لبخندیعنی هم باید کارهای بیرون رو انجام میدادم و هم خونه رو تمیز و مرتب میکردم گفتم شاید تو این دو روز تعطیلی مهمون  داشته باشیم.

رضا هم امشب برمی گرده و برای فردا برنامه بیرون داریم البته ما از صبح زود نمی ریم چون رضا نصف شب میرسه و باید کمی بخوابه.

فکر میکنم ظهر به بعد راهی شیم روزها بلنده و میتونیم تا ساعت ٨ که هوا تاریک میشه از طبیعت لذت ببریم .

الان هم میخوام مانتویی رو که قراره فردا بپوشم بشورم و یه سری کار دیگه دارم که انجام بدم و کلا اینکه خسته ام و نیاز به استراحت هم دارم  لبخند دیشب از خدا خواستم که دل همه مادرها و مخصوصا مامان من و رضا رو همیشه از غم و غصه دور نگه داره و اونها رو صحیح و سالم برامون حفظ کنه.

مامان من خیلی ماهن  قلب همه خصوصیات خانمانه رو در وجودشون میبینم شخصیت خیلی باکلاس و شیکی دارن  بارها به خاطر وجود این خصوصیات غبطه خوردم که چرا من اینطوری نیستم. رابطه من با مامانم خیلی عالیه و در کل میتونم بگم بهترین دوستمه به خاطر همین احساساتم نسبت بهشون خیلی خاصه و من خیلی بهشون وابسته ام قلب.  مامان گلم خیلی زیاد دوست دارم قلبماچخداروشکر که پدرم این نوشته منو نمیخونه نیشخند

 خدایا به خاطر داشتن  چنین مامانی ازت متشکرم و باز برای چندمین بار ازت میخوام که لبخند رو از لب هیچ مادری و مامان گل من نگیری. 

نوشته شده در ۱۳۸٩/۳/۱۳ساعت ٧:٥٦ ‎ب.ظ توسط myself نظرات ()


Design By : Pichak