زندگی به سبک ما

دیروز تو اوج گرما یعنی ساعت ١١ دلم خواست که برم بیرون پس بلافاصله حاظر شدم و رفتم تا یه مرکز خرید نزدیک خونمون اونهم پیاده. البته من آدم تنبلی نیستم و پیاده روی رو دوست دارم ولی نه توی گرما. البته از وقتی که راه رفتن رو در برنامه هام قرار دادم دیگه گرما و سرما حالیم نیست از خود راضی نتیجه این بیرون رفتن هم خرید دو تا شمع سفید برای جاشمعی هام و چند عدد لوازم آرایش مثل ریمل و کرم پودر و پنکک بود. من در حالت معمولی فقط از ضد آفتاب و ریمل استفاده میکنم ولی به خاطر عروسیهایی که پیش رو داریم خرید این وسایل جدید برام ضروری بود خانمی که فروشنده بود کلی از محصولاتی که بهم داد تعریف کرد ولی من تنها کاری که میتونستم کنم این بود که بهش اعتماد کنم چون تا به حال از این مارکها نخریده بودم.

یه چیز جالب که دیشب داشتم بهش فکر می کردم این بودش که من پارسال تو تاریخ 15 خرداد کارم رو تحویل دادم و اون شغل رو بوسیدم و گذاشتم کنار و دوباره توی اذر ماه یه کار پاره وقتی رو شروع کردم که اون رو هم در روز 15 خرداد امسال دوباره به اتمام رسوندم ضمن اینکه توی این مدت دنبال کار پاره وقت و دائمیم هم بودم .

دیروز داشتم فکر میکردم که این تموم شدن رو به فال نیک بگیرم و آماده باشم برای یه خبر کاری جدید که رضا بهم گفت جایی که برای پذیرش رفتی و کارهات رو  انجام دادی احتمالا تا یکی دو ماه آینده نیرو میگرن و من هم در اولویت پذیرش هاشون قرار دارم با بررسی این روند از پارسال تا امسال شک ندارم که به زودی همه چیز درست میشه مطمئنم لبخند  چون فکر میکنم هیچ چیز توی این دنیا تصادفی نیست و حتما بین اعداد و ارقام هم یه رابطه ای وجود داره لبخند

من امروز حالم خیلی خوبه و فول آف انرژی هستم لبخند

نوشته شده در ۱۳۸٩/۳/۱٧ساعت ۱٠:٠۳ ‎ق.ظ توسط myself نظرات ()


Design By : Pichak