زندگی به سبک ما

تا الان بیرون بودم کفشم رو به همراه یه کفش دیگه و  یک مانتوی اسپرت و خنک خریدم.

 هنوز برای روز پدر و برای رضا خرید نکردم ترجیح میدم با خودش بریم بخریم اینطوری بهتره لبخند

 تو تابستون خیلی کم اشتها شدم  و تمایلم به خوردن کم شده.

 حال پدربزرگ هم یه کم خرابه و منو رضا نگرانش شدیم و دائم جویای احوالشون هستیم مرد خیلی خوبی هستن امیدوارم هر چه زودتر خوب شن.

این روزها دوست دارم خبرای خیلی خوبی بشنوم و در واقع منتظرم امیدوارم خیلی زود صورت بگیرهلبخند

پینوشت:

رضا چند وقت قبل یه لب تاپ جدید دیده بود خیلی خوشش اومده بود ولی گفت چون نیازی بهش ندارم نمی خرم الان دارم فکر میکنم کاش میتونستم اون رو براش می خریدم ولی گرونه و من اونقدر پول ندارم ناراحت الته تولدش تو شهریوره و تا اون موقع میشه یه کارایی کرد چشمک

نوشته شده در ۱۳۸٩/٤/٢ساعت ٢:٥٢ ‎ب.ظ توسط myself نظرات ()


Design By : Pichak