زندگی به سبک ما

امروز صبح یکم تلخ بیدار شدم اونم به دلیل کم خوابی بودش که من رو اساسی داغون میکنه باید برای همسرم پیراهنش رو اتو میکردم دیشب حدود ساعت ١ رسید و من دیدم باید فردا یه پیراهن دیگه بدم بپوشه پس صبح باید زودتر پا میشدم و بعد که دیدم خواب از سرم پریده گفتم بهتره دیگه نخوابم و خودم رو مشغول یه کاری کنم.

 من یه عادت بدی که دارم اینه که بی خوابی شب رو اصلاً نمی تونم در طول روز جبران کنم خوب به هر حال این از این.

البته همسرم سعی کرد با مهربونی و دلجویی دلیل غمگین بودنم رو بدونه ولی من کسل تر از اونی بودم که توضیحی بدم و چیزی دستگیرش نشد نیشخند بعد از رفتن همسرم یه سر رفتم روی تراس تا یه هوایی بخورم و وضعیت سبزیهام رو چک کنم که هنوز در نیومده و من نگرانم متفکر

کمد لباس ما خیلی کوچیک هستش و من نمی تونم لباس های زیادی رو اتو بزنم و توش آویزون کنم حداکثر دو دست از لباسهای همسرم و خودم رو اتو میزنم و تو اتاق آویزون میکنم از جالباسی شلوغ هم اصلاً خوشم نمی یاد و از اونجایی که فکر نمی کردم همسرم نیاز به یه پیراهن دیگه داشته باشه از قبل کاری نکردم و سر صبح (هر چی از دقیقه نود بودن و بی نظمی بدم میاد)  شروع به اتوکشی کردم.

برنامه های دیروز به جز گردگیری اتاق خواب انجام شد البته در مورد تغذیه از خودم ناراضی هستم و برای خودم تصمیماتی گرفتم بسی سخت

امروز عصر قراره با همسرم بریم خرید برای خونه و شاید هم یه مهمونی قبل از شام بریم برای شام هنوز برنامه خاصی ندارم

و اما کارهای امروز من

  • خوندن زبان
  • پیاده روی
  • انجام حرکات ورزشیم
  • اپیلاسیون دست و پا
  • گردگیری اتاق خواب
  • رعایت تغذیه که اگر امروز هم اونی که میخوام نباشه دیگه واااویلا
  • خرید پیاز ( لازم دارم نمی تونم تا اومدن همسرم صبر کنم)
  • پختن قرمه سبزی برای شام

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/٢/۱۱ساعت ۸:٤٠ ‎ق.ظ توسط myself نظرات ()


Design By : Pichak