زندگی به سبک ما

 از دیروز تا حالا مامانم اینا چند بار تماس گرفتن و ازمون خواستن تا باهاشون بریم مسافرت ولی رضا چون سرش شلوغه نمیتونیم با هم بریم.

قبلا به مامان اینا گفتم اگر رضا هم نیومد من میام (هرچند اونا اصرار دارن که با وجود دو تاییتون به ما هم خوش میگذره ) ولی امروز گفتم من هم نمی تونم بیام و پیش رضا می مونم.

آخه هفته قبل ما خیلی مشکلات کوچیک رو واسه خودمون بزرگ کرده بودیم و کلا تلخ شده بودیم روزهای خیلی بدی بود که الان دیگه هیچ خبری ازش نیست مطمئنم اگه برم سفر خیییییییلی بهم خوش میگذره و علاوه بر اینکه جای خالی رضا رو کاملا احساس میکنم نگرانم که تو برنامه هایی  که دارم روش کار میکنم( در مورد زندگیمون) وقفه ایجاد شه، واسه همین ترجیح دادم نرم.

ولی از طرف دیگه هم کلی به خاطر اینهمه محبت های خونوادم و همراهی نکردن خودمون یا حتی خودم عذاب وجدان گرفتم ناراحت

نوشته شده در ۱۳۸٩/٤/۳٠ساعت ٢:۳٥ ‎ب.ظ توسط myself نظرات ()


Design By : Pichak