زندگی به سبک ما

امممممممممم تا پنجشنبه ظهرو نوشتم خوب ببینم بقیش رو چه کردم اهان پنجشنبه شب به صورت غیر منتظره ای میزبان ۶ نفر مهمان بودیم و من اینو نیم ساعت به اذان مغرب فهمیدم و دیگه مثل فشنگ پختمو سابیدم و آماده پذیرایی از مهمونا شدم و همه چیز خوب برگزار شد و البته آخر شب که مهمونا رفتن من تا صبح تقریبا مردم و روز جمعه هم اصلا حالم خوب نبود و همش استرس داشتم که نکنه از این ویروس های جدید اومده سراغم ولی نه داروشکر توسط روش های درمانی  رضا مشکلم حل شد قلب

جمعه عصر هم رفتیم سینما فیلم پ.س.ر.آ.د.م.د.خ.ت.ر.ح.و.ا که بد نبودش و تونست منو که یه کم بخندونه.

برای کلاسم باید مطلب آماده کنم و هنوز همه کارشو انجام ندادم و باید هر چه زودتر تمومش کنم و شب هم مهمون دارمو چون دیر از کلاس میام باید از الان بساط شامم رو آماده کنم لبخند

نوشته شده در ۱۳۸٩/٥/٩ساعت ۱٠:٥٧ ‎ق.ظ توسط myself نظرات ()


Design By : Pichak