زندگی به سبک ما

دیشب که کلاً داغون بودم  و دو تا ژلوفن خوردم تا اینکه تا ساعت ٨ بیهوش بودم و اصلاً متوجه رفتن همسرم هم نشدم متأسفانه

امروز هم هر چقدر سعی کردم با خودم کنار بیام نتونستم و یه ‍‍‍‍ژلوفن دیگه هم خوردم کلی کار دارم ولی باید امروز یه مقدار به خودم استراحت بدم عصر هم یه کلاس دارم و سر راه هم باید یه خرید انجام بدم.

اصلاً اشتها به خورد هیچ چیز ندارم زبانهام رو مرور کردم و باید تا عصر بقیش رو هم تموم کنم به سبزیهام هم آب دادم البته هنوز به طور کامل همش درنیومده.

از دیشب تا حالا بدجور ذهنم بهم ریخته و از دست خودم شاکی ام که چرا همینطور واسه خودم بی هدف میچرخم البته هدفم مشخصه ولی از تلاش خبری نیست  باید کارهام بنویسم تا ذهنم یه کم از این بی نظمی نجات پیدا کنه.

1- مطالعه زبان

2- مرتب کردن آشپزخونه

3- انجام حرکات ورزشیم

4- کارهای شخصی خودم

ساعت ٣ بعدظهر- وای خدا من چرا اینقدر بی ارده و بد شدم  از دست خودم کلافه شدم یه تنبیه برای زیر پا گذاشتن یکی از برنامه هام دارم و اونم اینکه شب باید بشینم و باز هم زبان بخونم تا اینکه این درس تموم شه .

و اما تنبیه بعدی اینکه تعداد حرکات ورزشی رو زیاد کنم یعنی ١٠٠ تا به درازنشست ها و ١٠ تا به حرکات سینه اضافه میشه تا حالم جا بیاد چون این قانون شکنی که کردم خیلی مورد دار بوده و اینا هم براش کمه و فردارو هم باید به خاطر این بی ارادگی بسوزه و بسازه

۵ دقیقه به ٨ - الان یه ۴۵ دقیقه ای میشه که از کلاس برگشتم ، خرید نکردم و هنوز جریمه هامو کامل انجام ندادم نیشخند

ساعت ١٠- همه کارهای مورد نظر رو به همراه جریمه هام رو انجام دادم. من ناخن های محکم و خوبی دارم ولی نسبت به لاک حساس هستن ظهر لاک زده بودم و الان پاکشون کردم. با همسر گلم هم تلفنی صحبت کردم و ازش خواستم که شب رو زود بخوابه و حسابی استراحت کنه عسیییییییسمقلب قلبماچماچ

نمی دونم چرا جدیداً ترسو هم شدم خجالتاز کلاس که اومدم رفتم کلیدم رو از داخل توی در گذاشتم ولی نتونستم قفلش کنم بازهم خوبه. بماند که تا صبح چند دفعه میرم و چک میکنمزبان

 الان هم دیگه میخوام بخوام و اگه زود خوابم نبره یه کم مطالعه میکنم خدا کنه دیگه کمر درد نداشته باشم و بتونم خوب بخوابمpraying

 

 

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/٢/۱٦ساعت ۱٠:۳٤ ‎ق.ظ توسط myself نظرات ()


Design By : Pichak