زندگی به سبک ما

این چند روز تعطیلی به بدترین شکل ممکن گذشت البته اولاش زیاد هم بد نبود بماند که از چهارشنبه ظهر که از کلاس اومدم از همون توی راه یه سری خرید کردم و توی خونه هم اینقدر کار کردم که داشتم می مردم توی این گیر و دار یه دلخوری هایی با رضا پیش اومد و من تمام کارهام رو به تنهایی انجام دادم بعدش شرایط خوب شد و مهمونام اومدن و همه چیز خوب بود و ما هم مهمونی رفتیم و بقیه چیزها. تا اینکه دوباره جمعه عصر آقای محترم شروع به بد خلقی کرد و حرف نمی زد و وقتی هم باهاش حرف می زدم جوابمو خیلییییییییییییی مختصر می داد و این بود که دلم حسابی گرفت و پیش خودم گفتم کاش این هفته هم رضا  خونه نمی موند  چون خونه بودنش تنها تفاوتی که با وقت های تنهایی من داشت این بود که به خاطر کار و اعصاب خورد درسامو نخوندم همین.

خلاصه که ازش دلخورم حسابی ولی این تو بمیری از اون تو بمیری ها نیست. همیشه من گذشت میکنم و میرم آشتی ولی این دفعه هرکی قهر کرده باید با عذرخواهی و توضیح در مورد رفتار بدش دل منو بدست بیاره همین وگرنه منم به این سکوت مسخره ادامه میدم.


نوشته شده در ۱۳۸٩/٩/٧ساعت ۱٢:۳٤ ‎ب.ظ توسط myself نظرات ()


Design By : Pichak