دیگه خوب شدم

خیلییییییییییی وقته ننوشتم سرم حسابی شلوغ بوده امتحاناتم هم تازه دوم تیر تموم شدش البته اینا همه میتونه دلیل ننوشتن باشه ولی برای من که نوشتنم کوتاهه نه!!!!!!!!!!!!!

 

حقیقتش اینه که این چند وقت اصلا خوب نبودم خیلیییییییییی نگران و ناراحت مسائلی بودم که برای خواهرم پیش اومده بود و ناخوداگاه میرفتم تو لک

 

از دیروز تصمیم گرفتم حال خودمو خوب کنم به همین خاطر بعد مدتها دوباره به موهام روغن زیتون زدم و شرایطو طوری آماده کردم که روحیم خوب شه هرچند 100% موفق نشدم

 

ولییییییییی امروز خوبم و موفق شدم تا حال خودمو خوب کنم

 

خدایا شکر به خاطر اینکه بهم توانایی دادی که با خودم حرف بزنم و به خودم کمک کنم

 

/ 3 نظر / 59 بازدید
الهام

خوب خداراشکرررر شما باید قویتر از این حرفا باشی نا به خواهرت کمک کنی.......

میشا

خدا رو شکر که حالت بهتره عزیزم انشالله مشکل خواهرت هم به زودی حل بشه...

حورا

گاهي شنيدن و ديدن مشكلات و ناراحتي عزيزان از اينكه آن مشكل براي خودمان به وجود بيايد سخت تر است.... مراقب خودت و روحيه ات باش تا بتوني به خواهرت هم كمك روحي كني [گل]