چهارشنبه و ..........

امروز صبح رضا وسایلشو برداشت که بعداز ظهر پرواز داره و نمی رسه بیاد خونه از همون محل کارش بره فرودگاه انشااله به سلامت برسه عزیزم.

 

من هم بعد از راهی کردن رضا دوش گرفتم و یه کم دورو برمو مرتب کردم و زودتر از خونه اومدم بیرون تا به ای تی ام بانکی که توش حساب دارم و سرکوچمونه برسم و بتونم یه مقدار پول از یه حساب دیگم به این حساب انتقال بدم ................باید سر فرصت حتما برم اینت...ر...نت با...نک این حسابمو هم فعال کنم ولی از اونجا که ملیه و همیشه شلوغ تا حالا حسش نبوده.

 

هفته دیگه سه شنبه عروسی دعوتیم و بنده لباس ندارم و دلم هم نمی یاد برم لباس بخرم به همین راحتی پس چی کار کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ فکر کنم مجبورم برم یه چند تا لباس ببینم شاید بتونم یه چیز خوب و خوشگل بخرم.

 

دیگه اینکه من تصمیم گرفته بودم موهامو دیگه رنگ نکنم ولی الان دنباله موهام از رنگ قبل داره و اون هم دو دلم کرده که چه کنم البته که با رنگ موهای خودم خیلییییییییی تفاوت نداره و نامرتب نیست ولی میتونه از این خوشگلتر هم باشه.

 

امروز هم دانشگاه کلاس و تحویل پروپوزال و بعد هم سرکار.

 

خدایا به خاطر همه نگاههای مهربونت، توجهاتت، حمایتت، خیر و برکت و فراوونی نعماتت تو زندگیمون و همینطور این هوای ناززززززززززز  بسیاررررررررررررر سپاسگذارمقلب

/ 1 نظر / 4 بازدید
حورا

[گل]