ماگانه

من تو محل کارم یگ ماگ داشتم بعد هوا که سرد شد یه دونه دیگه آوردم که بیشتر بهم حس پاییز و زمستون می داد و البته من هر دوشونو خیلیییییییی دوست داشتم و فقط به خاطر تغییر فصل جدیده رو با قبلی جایگزین کردم از اونجا که خانم خدمات ما کلا به جای همه حرف میزنه !!!!!! گفت بذار این قبلی هم باشه تا اگه هوس کردی تو این هم برات چای بیارم منم گفتم اکی حرفی نیستمژهبمونه اینجا

 

نشون به اون نشون که از اون زمان تا حالا یه بار هم تو قبلیه چیزی نخوردم و فقط هر بار که میرفتم تو آبدار خونه تو ویترینو نگاه میکردم که از سلامت ماگ عزیزم مطمئن شمقلب تا اینکه امروز صبح دیدم بر عکس این چند وقت برام تو لیوان قبلی چای آورده و با خنده هایی که من اصلا خوشم نمی یاد "میگه امروز چشمت به جمال این لیوانه روشن شه" منم گفتم آخیییی مرسی که اینو آوردین اونم گفت اون ماگتو آقای فلانی( همکارش) شکونده و روش نشده بگه !!!!!!!! البته این رو نشدنه هم جریان داره که برمی گرده به غرور کاذب این آقا که عذرخواهی بلد نیست و همین طور نخود هر آش شدن این خانم!!!!!!!!!

 

گفتم عیب نداره فدای سرشسبز!!!!!!!!!!

 

خلاصه دیگه باید از اون ماگ قهوهای خوشگل دل بکنم چون وجود ندارههههههههناراحت

 

 من وسایلمو با دقت و وسواس  میخرم و خوب پول میدم و بسیارررررررر بهشون حساسم ولی خودمو راضی کردم که مهم نیست ( هر چند من یه اخلاق گندی دارم که شکستن وسایل و این چیزها رو جزء ویژگی های آدمهای شلخته میدونم و متنفرممممممممم از این کارها) در قانون زندگی از بین رفتن وجود نداره اگه من ماگمو از دست دادم امروز چیزی بسیار با ارزش تر از اون ماگ زیبا بدستم میرسه قلب

 

پینوشت:

دیروز بیرون نرفتیم و به کار خونه ،شستن لباس، جارو زدن، شستن و جابجا کردن کوه میوه و سبزیجاتی که رضا خریده بود ، رسیدم و در آخر شام و سالاد امروز رو آماده کردم و در حالی که داشتم از خستگی هلاک می شدم دوش گرفتم و خوابیدیم

/ 4 نظر / 66 بازدید
مستانه

امان از این آبدارچیها ، منم رو وسایلم خیلی حساسم ، بهت حق میدم اما زیاد سخت نگیر میگذره یعنی این نیز بگذرد[ماچ]

الهام

برخلاف تو من خیلی به شکستن عادت دارم! نه که خودم دست بشکن داشته باشم هاااا اگه مهدیس کاری به وسایل خونه نداشته باشه جهازم را میدم برای جهازش!!! ولی ذره ای نمیخوام برای این مسئله ناراحت بشم شکستنیه دیگه پیش میاد. البته بگم ها من هم هنوز یادم نرفته چه چیزهاییم را دیگران شکستند!!ولی فقط یادم مونده و سعی کردم جاشونو با همون یا بهترش پرکنم!!!!! ولی من دیدم تو راحت گرفتن مسایل زندگی اولین کسی که سود میبره خود آدمه.....ح

حورا

من هم اگر كسي وسايل مورد علاقه ام را خراب كنه يادم ميمونه... اما كلا خيلي به شكستنيها حساس نيستم...

مجی

نظر جالبی بود دوستم . خوشم اومد