سفر نوشت

ما دیشب ساعت 3 رسیدیم خونه و تا 7 خوابیدیم و بعدش اولین روز هفته رو در حالیکه اصلا دوست نداشتیم بیدار شیم خوش و خرم شروع کردیم.

 

دیروز تقریبا دیر راه افتادیم تا به ترافیک نخوریم این خوب بود ولی من و رضا آدم رانندگی تو شب نیستیم و به خودمون قول دادیم که پس از این اینقدر دیر راه نیفتیم تا صبح مشکل بیدار شدن نداشته باشیم.

 

سفر خوبی بود و من به شدت به این مسافرت نیاز داشتم و اصلا دوست نداشتم تموم شه {#emotions_dlg.e13} مخصوصا که تعطیلی دیگه ای هم فعلا وجود نداره.

 

تو خونه خودمون به یمن وجود پر خیر و برکت مامان و بابا و دلهای پاک و باصفاشون همه چیز عالییییییییی بود خواهرم و برادم با تمام وجود هوای من و رضا رو دارن و هر چی از محبت های عاشقانه و خالصانشون بگم کمه کمهههههههههه. سنجاب و مامان باباش  هم خیلییییییییی خوب بودن و سنجاب کادوهای منو پسندید و در مقابل هم یه ساپورت خوشگل بهم کادو داد{#emotions_dlg.e11}. مامان و بابا مثل همیشه کلیییییییی وسیله خوردنی و یک عدد تابه رژیمی د...س..ینی رو که نداشتم به عنوان عیدی بهم دادن و این وسایل  رو با عشق برامون چیدن تو صندوق.

 

تو خونه رضا اینا هم همه چیز خوب بود جز کسالت و بی حالی خواهر رضا که به خاطر ماه رمضون بود و هممون رو نگران کرده بود البته که الان بهتره و انشااله که بلا دوره. پدر همسرم هم مدام ناز جاریییییییییییییی جان و بچه 7 ماهشو میکشه و همش التماسشون میکنه که خونه خودشون نرن و بمونن پیش اونا و سر غذا هم حواسش خیلییییییییی به جاری هست و برام جالب بود که وجود این بچه چه تغییرات فاحشی رو در رفتار اینها ایجاد کرده{#emotions_dlg.e3}{#emotions_dlg.e3}{#emotions_dlg.e6}{#emotions_dlg.e6} و در آخر اونها هم با کوله باری از وسیله ما رو راهی کردن{#emotions_dlg.e11}

 

تنها سختی امروز اینه که اینقدر بیحال بودم که از میوه هایی که مامان برای تو راه شسته بودن نه تونستم تو راه بخورم نه اینکه با خودم بیارم سرکار و امروز میخوام زودتر برم که یه مقدار بخوابم{#emotions_dlg.e11}

 

امروز هم از کلاس یوگا باهام تماس گرفتن و گفتن که میتونم از فردا کلاس برم اینم خیلیییییییی عالیه.

 

خدایا ازت میخوام که پدر و مادر عزیز خودم و رضا رو و همینطور خواهر و برادرهامون در آغوش خودت بگیری و سلامتی و خیر و برکت و فراوانی نعمت رو به بهترین شکل ممکن بهشون ارزونی کنی الهی آمینننننننن{#emotions_dlg.e11}{#emotions_dlg.e11}{#emotions_dlg.e11}

 

 

/ 3 نظر / 3 بازدید
الهام

خداراشکر که خوش گذشته..... [قهقهه] حسودی به جاری؟![قهقهه] نینیش دختر بود نه؟اولین نوه است؟ کلا پدرشوهرها هوای عروس ها را دارن و خوب نوه آوردن هم موثره... شاید خواستن ببینی چقدر خوبه نوه آوردن[چشمک][نیشخند]

ميشا

انشالله هميشه خانواده هاتون سلامت باشن و كلي بهتون خوراكي بدن... پس حسابي بهت خوش گذشته عزيزم انشالله كه هميشه خوش و خرم باشي خيلي سخته آدم شب برسه و صبح بخواد بره سر كار ولي خوب گاهي خوش ميگذره تا آخرين لحظه فرداش هم با زود خوابيدن جبران ميشه...

حورا

خدا را شكر كه خوش گذشته.... هميشه خوراكي هايي كه از خونه پدر و مادر ميان خوشمزه تر هستند، چون محبت پدرانه و مادرانه آنها را انتخاب كرده!! چه پدرشوهر نازنيني [قلب] چه خوبه كه هواي عروسش را داره... انشاالله هواي بقيه نوه هايش و مادرهايشان را خواهد داشت [چشمک]