یه دلم میگه برم برم........یه دلم میگه نرم نرم.....

دلم برای خونه مامان اینا، چایی خوش رنگ مامان ، حرفهای آروم آروم مادر و دخترِی، رفتن و اومدنهای پشت سر هم بابا و گوش دادن به حرفهامون و نگاهی که نشون میده چقدر از صمیمیت و دوستی من و مامان لذت میبره، حرف های خواهرونه، تأیید کردن همدیگه، انتقاد کردن به همدیگه، گپ زدن با برادرهام  خندیدن و حرف زدن و نگاههای قشنگ برادر زاده گلم و اگه خودخواهی نباشه از همه مهمتر هوای تمیززززززززز ....، برای همه اینها حسابیییییییییییییی تنگه ولی چاره ای نیست به خاطر امتحاناتم باید بمونم تهران و درس بخونم به خودم قول دادم یه آخر هفته حتما حتما میرم خونه مامان اینا و حالشو میبرم.

   من امتحانام 23 بهمن شروع میشه و درسهام هم سنگینه! شما جای من بودید می رفتید آیا؟؟؟؟؟؟؟؟    

پینوشت: واییییییی الهام امتحانم 25 دی ماهه اشتباه گفتم بهمنکلافه                                          

/ 1 نظر / 4 بازدید
الهام

کو تا 23 بهمن؟؟؟؟ آره.... همین آخر هفته که تعطیلیه میرفتم!!! من خیلی دودرم سارا به خودت و شرایط درسی و اوج دلتنگیت فکر کن