یک روز واقعاً مفید

روز جمعه تا ظهر کلاس داشتم و با رضا با هم رفتیم بعد رضا منو گذاشت خونه و با دوستش رفتن نمایشگاه کتاب.

 

 تو این مدت من کلیییییییی کار کردم از لباسشویی زدن گرفته تا جارو و گردگیری و یه جابجایی کوچیک و غذا پختن. وقتی هم که رضا اومد دوستشم اومد بالا و یه چایی و میوه دور هم خوردیم و اون رفت خونشون.

 

درسته که حسابیییییی خسته شدم ولی صبح با دیدن تغییرات کوچولو تمام خستگیم درفت و خوشحال و فرش اومدم سرکارم.

 

پول همیشه جایی بلندتر از قد ماست...

برای رسیدن به آن مواظب باشیم پایمان را روی چه چیزهایی می گذاریم...

 

 

/ 1 نظر / 7 بازدید
الهام

لامصب خیلی بلنده. دستم نمیرسه بهش!!!![ابله]